ميرزا محمد حيدر دوغلات
621
تاريخ رشيدى ( فارسي )
ممر اسواق و كوچههاى شهر را به تمام فرش سنگ تراشيده كردهاند اما اوضاع بازار او بر سياق شهرها نيست . از انواع دكاكين جز بزازى و خردهفروشى به ممر اسواق ، ديگر دكاكين نمىباشد و اهل حرفه در گوشهء خانهء خود كار مىكند . بقالى و عطارى و فقاعى و انواع دكاكين مأكولات كه زيب اسواق است بالقطع رسم نيست و جمعيت شهر آن به كثرت شهرهاى كلان برابرى مىكند . و از فواكه به غير ناشباتى 864 و شهتوت و گيلاس و آلو و بالو ، 865 تمام فواكه مىباشد . اما سيب خوب مىشود و فواكه ديگر آنقدر كه آرزو شكنى توان كرد مىباشد . و از عجايب احوال يكى آن است كه در كشمير توت بسيار مىباشد ، جهت برگ او ابريشم مىگيرند اما خوردن او هم رسم نيست بلكه عيب است . ديگر ميوهها در وقتش به حدى بسيار مىشود كه رسم خريد و فروخت كمتر است . باغدار و غير باغدار برابرند و در باغات او ديوار نمىباشد و از گرفتن فواكه كسى را منع كردن رسم نى . « 1 » و من عجايباته : 866 ( 301 ر ) اول و اعظم عجايبات كشمير ، بتخانههاى اوست . در تمامى ناحيت كشمير قياسا صد و پنجاه بتخانه بلكه بيشتر باشد كه از سنگ تراشيده در زير درز گذاشتهاند ، چنان كه مطلقا ملاط در وى نيست ، چنان كه بىگچ و ساروج ، سنگ را بر بالاى هم گذاشتهاند به حدى تنگ درز كه كاغذ در ميان او نمىرود هر سنگ از سه گز تا بيست گز و حجم آن يك گز و عرض آن از يك گز تا پنج گز ، به نوعى كه عقل از آوردن و بر عمارت برآوردن البته امتناع مىكند « 2 » و اكثر آن بر يك طرح واقع است . محوطه مربعه كه ارتفاع آن در بعضى مواضع تا سى گز باشد و هر ضلع آن كما بيش سيصد گز در طرف درون ستونها گذاشته در بالاى ستون مقرنسها كله مربعه نهاده و بر بالاى آن بغلچهها 867 و اكثر ستون و مقرنس و بغلچه به تمام از سنگ يكپاره و مدار طاقها را بر ستونها گذاشته و عرض هر طاقى سه گز يا چهار گز باشد و پيش طاقى و دروازه در آنجا نصب كرده و درون و برون طاق ستونها گذاشته چهل گز و پنجاه گز 868 بلندى آن بغلچه و مقرنس يكپاره و بر بالاى آن چهار ستون سنگ يكپاره يا دو پاره گذاشته كه اين پيش
--> ( 1 ) . نگ : + فصل نود و هشتم . ( 2 ) . نگ : به نوعى كه حمل و برپا داشتن آن ستونها شگفتآور است .